نظـر كرده
درطلب آخرت دست ز دنيا بشوي دست چو دستت بشست باز بگردد بروي
نفس وهواهاي دل دامگه زندگيست هان نكني زندگي وقف صدايي و بوي
پاك نما سيرتت از عمل زشت و بد باده رز در كش و صحبت مردانه گوي
عمر شود آبرو نيك به حفظـش بكوش آب هدر رفته كي باز بگردد به جوي
پنجه ابليـس دون در پي امحاي توسط گاه بدر گاه كسب گاه به هرراه و كوي
كار نظـر كرده قطع مي نشود آريا
تا برسد وسعتش رشته به سرحد موي